تبلیغات
تربیت بدنی مدارس (خزر اسپرت) - نقش بازی های پرورشی در تعلیم وتربیت کودکان
تربیت بدنی مدارس (خزر اسپرت)
معلمان تربیت بدنی ، پزشکان بدون مطب
Welcome To Khazar Sport
 نقش بازی های پرورشی در تعلیم وتربیت کودکان

مقدمه:

 بازی مهم ترین فصل کتاب کودک است . بازی بزرگترین جلوه حیات دوره کودکی است . کودک از راه بازی چگونگی بر قرار کردن روابط با دیگران را می آموزد . او از طریق بازی دسته جمعی به تدریج قواعد ،مقررات ، همکاری و اشتراک مساعی با دیگران را می آموزد .


 بیشتر بازیها جنبه آموزشی و پرورشی دارند کودک به هنگام بازی با وسائل و جمع آوری قطعات آنها و یا اشیا با دنیایی از رنگ ها شکل ها وحجم آشنا می شود . اطلاعات فراوان در بار ه خصو صیات اشیاء کسب میکند و به تد ریج محیط خود را میشناسد و در اواخر دوره کودکی واقعیات را از تخیلات تمیز می دهد و به قابلیت ها و توانایی خود پی میبرد .

 از جمله دانشمندانی که به طور ریشه ای به مطالعه بازی کودکان و نقش آنها در رشد ذهنی و فکری و زندگی اجتماعی پرداخته اند می توان از ژان پیاژه(4) و ویگوتسکی (5) نام برد .

 

به نظر ویگوتسکی بازی ها به رشد ذهنی وفکری ، عاطفی و احساسی و اجتماعی کودکان کمک میکنند وبه زبان دیگر بازی ها ابزار کنترل وتنظیم رفتار کودک هستند .

 ژان پیاژه  که در این زمینه نقش ارزنده ای  ایفا کرده است به کار طبقه بندی بازی های کودکان دست زده است .

 

1-     بازیهای تمرینی (6)

2-     بازی های نمادین (7)

3-     بازی ها با قاعده (8)

 

1-     بازی های تمرینی : این بازی ها نیازی به تفکر ندارند این بازی ها از بدو تولد تا 24 ماهگی در کودکان مشاهده می شود ، این مرحله بیشتر جنبه جسمانی دارد و کودک دستها – پاها وچشمهای خود را بکار می اندازد در این دوره کودک علاوه بر واکنش در مقابل اطرافیان رفتار آنها را تقلید می کند.پیاژه بازی های تمرینی را وسیله ای برای  لذت بردن از حواس می داند چرا که کودک با لمس کردن ،چشیدن ،گوش دادن حرکات اعضای بدن و احساس کیفیت مختلف اشیا را از راه بازی وتوسط حواس کشف و از ان لذت می برد .

 

2-     بازی های نمادین : این بازی ها نیازمند فکرند و از حدود 24 ماهگی تا 5 یا 6 سالگی مشاهده می شوند بازی ها ی نمادین نقطه اوج بازیهای کودکانه است و پیش از شکلهای دیگر  بازی درزندگی کودک نقش اساسی ایفا می کند . در بازی نمادین کودک واقعیت اشیا را تغییر می دهد و چیز ی را که وجود ندارد با چیز دیگر نمایش می دهد . روزی هنگام مطالعه در منزل متوجه شدم کودک 4 ساله ام با خود حرف می زند و وقتی دقت کردم دیدم دو قطعه سنگ را بر داشته و در قالب شخصیت های کارتونی به ایفای نقش میپردازد . کودکان به کمک بازی های نمادین به تجربه های زندگی میپردازندوانها را به شکل های مختلف آزمایش می کنند

 

3-     بازی های با قاعده:  این نوع بازی ها از سن 5 یا 6  سالگی به بعد ظاهر می گردند و در 11 سالگی به مرحله نهایی رشد خود می رسنداین نوع بازیها بر روابط اجتماعی دلالت می کند .قواعد بازی را گروه تعین میکند واز کودکی به کودک دیگر منتقل میسازد و کودک برای ورود به بازی وشرکت دران، از قوانین جمع تبعیت میکند .پیاژه انجام بازی با قواعد آسان را برای کودکان پیش از دبستانی مناسب می داند . کودک از راه تقلید ، بازی های ابتدایی خود را به شکل  بازی های نمادین در می آورد و سپس به وضع قواعد برایبازی های خویش می پردازدویگوتسکی روانشناس روسی، بازی ها را به دو دسته تقسیم می کند

 

1-     بازی هایی که قوانین درونی  ونا نوشته دارند

 

2-     بازی هایی که قوانین معین و قرار دادی دارند .

 

به عقیده ویگوتسکی رهبری بازی های دسته اول را کودکان خود بدون نیاز بزرگتر ها به عهده می گیرند . در حالیکه بازی های دسته دوم با شرکت و دخالت بزرگترها صورت می گیرد و به همین دلیل سمت و سوی باز ی ها به جهتی می رود که بزرگترها می خواهند . آن ها قوانین و مقررات بازی ها را تعیین و به کودکان دیکته میکنند

 بازی ها ی دسته اول در طی بازی و به مرور زمان و بنا به شرایط و اعضای شرکت کننده تغییر و تحول می یابند . اشیا در این مرحله از بازی نقش مهمی دارند . کودک هنگام بازی با عالم خیال سر و کار دارد و به همین جهت امکان خلا قیت و افرینش و هم چنین موقعییت بروز خصوصیات رفتاری و اخلاقی  خود را می یابد . کودکان معمولا تا سن 4 سالگی به اختلافات رفتاری وکرداری  توجهی ندارد .  اما در طول بازی بر هم تاثیر می گذارند

 ویگوتسکی از کتاب خواندن به عنوان یک بازی سازنده یاد می کند . به نظر او کتاب خواندن در چشم کودکان نوعی سرگرمی و بازی است . زیرا دنیای خیالی  کتاب ها به دنیای کودکان نزدیک است .وقتی کودک همراه بزرگسالی کتاب می خواند امکان گفتگو فراهم میشود و اساس گفتگو بر اساس  سوال و جواب است . از نظر برگ و بی یر (9)پرسشهای کودکان همیشه بر محور" کجا و کی" میچرخد . در اینجا نفوذ بیش از حد بزر گتر ها گاهی فضای بسیار زیادی را اشغال می کنند و امکان اندیشیدن را از کودک می گیرند .

 شاگرد در کلاس درسی که معلم تنها سخنرانش است ،چه چیزی را برای آموختن پایه ای خواهد یافت . معلم باید قبل از هر چیز گوش دادن به شاگردان خود رابیاموزد و بیاموزد که زبان به عنوان پیش فرض بازی ها  و باز ی ها به عنوان پیش فرض سواد اموزی ،زمانی به خلا قیت و آفرینندگی کودک می انجامد. که کودک انرا به صورت ابزاری برای اندیشه ها و افکارش در دست داشته باشد . به نظر وی گوتسکی باید هسته مرکزی فعالیت بازی مدرسه شود . او می گوید قوه تخیل کودک بی حد و مرز است . بازی های کو دکانه همان قدر که بر تخیل کودکانه نیاز دارد به  زبان نیازمند است  . تخیل به مانند تقلیدی از واقعیت های موجود پیرامون کودک  بازی را پر محتوا میکند و به کودک امکان ازمایش وجربه را میدهد . در عالم تخیل او هر چیزی  میتواند چیز دیگر باشد . به عبارت دیگر اشیا خاصیت نمادین و استعاری می یابند مثلا باز و بسته کردن بازو ها نماد پرواز کردن  و یک چوب می تواند نماد یک اسب باشد . بدین ترتیب کودک  هنگام بازی تولد ،

 زندگی ، مرگ ،رنج و شادی را بصورت نمادین  در ذهن تجربه  می کند . این تجارب مقدمات بعدی آموزش در زندگی کودک را فراهم می آورند

 کودکان در اثنای بازی  کارهایی را انجام می دهند  که به کسب مهارتها و افزایش سهم انها منجر می شود . از آنجا که کودکان هنگام بازی با کمال آزادی حواس خود را به کار می برند . آنها درحین بازی به راحتی یاد می گیرند از حواس و توانایی ادراکی خود به شیوه ای بهر ه ببرند و به محدوده های حسی خود به سهولت  دست یا بند . کودکان از طریق حواس خود با محیط ارتباط برقرار کرده و به شناسایی بیشتر محیطی می پردازند . بازی نیرو های ذهنی کودکان را برای شناخت و کنترل محیط یاری می دهد   وسبب می شود کودکان توانایی هایشان را از مایش کنند و بتوانند میان واقعیت و خیال فرق بگذارند . از راه بازی کودکان ورود به اجتماع را می آموزند و ضمن بازی ، رنگ ،اندازه ، ترکیب و ارزش  و اهمیت اشیا را در می یابند . پیگیر ی و گردآوری و کنجکاوی  و بررسی در بازی  ، راه توسعه مهارتهای بعدی را در کودکان آماده کند .

 ماریا مونته سوری(10) مربی ایتالیایی تعلیم و تربیت معتقد است از طریق بازی می توان به پرورش (self –confidence) وتقویت اعتماد به نفسeducation)- self شخصیت سالم و خود آموزی

 پرداخت . هم چنین به عقیده او معایب اخلاقی واجتماعی کودکان  در بازی رفع یا کاهش می یابد  و پایه های عشق و علاقه به کار و فعالیت اجتماعی در بازی تحکیم می شود .

 وی معتقد است اطلاعاتی که کودکان از طریق بازی به دست می آورند .نه تنها به زندگی حال به زندگی آینده آنها ارتباط پیدا می کند.او بازی را فرایندی برای آماده سازی کودکان برای آینده میداند.

 چگونگی بر خورد کودک با بازی ، انتخاب بازی و اهمیت بازی همگی نشانی از چگونگی نگرش کودک به محیط خود و راهنمایی برای وابستگی یا ارتباط  وبا محیط .

 روشهای مونته سوری  بر گرفته از خود کودکان بود . او کودکان را محدود نمی کند  بلکه در محیطی قرار میداد تا خود را نشان دهند . میز ها وصندلی ها به اندازه قد کودکان و قفسه ها ی کوتاه همه در دسترس آنان بود و طوری به انان آموزش میداد که مستقل  باشند و خود همه کار خودشان را انجام دهند . او ساعتها به مشا هده کودکان می پرداخت  و می دید که به طور طبیعی و بدون

 کمک بزرگسالان از همه تجربیات خود نکته ها می آموزند .دکتر مونته سوری در خانه کودکان خود مشاهده کرد کودکان خردسال درمحیط آموزشی غنی از لوازم متناسب با سن کودک ،بهترین یادگیری را دارند زیرا این چنین محیطی می تواند تجربیاتی دراختیار کودک بگذارد که خودش به طور مستقل و با انگیزه خود بیاموزد وبه جای اطلاعات خام به کودکان به آنان می آموخت جذب فعالیت های هدفمند شوند . روش  اموزشی  مونته سورینهضت جدیدی در علم تعلیم وتربیت ایجاد کرد .فلسفه این روش بر این استوار است که کودکان خودشان به خودشان میاموزند .

 اید ه های وی در همه حیطه ها و روش ها ی آموزشی جای خود را باز کرد و همه کودکان از کودک دچار ناتوانی  یاد گیری تا کودک تیز هوش را در بر گرفت و به آنان قدرت میداد  خود بطور مستقل در تمام طول مدت از محیط زندگی خود بیاموزند .دکتر مونته سوری بر این باور بود که ذهن و دست به شدت به هم پیوسته اند . او محیطی ساخت که در ان کودکان خرد سال از طریق

 دستکاری وسائل و با مشاهده و تمرینات تکراری خود ازمحیط می آموختند.اوبه خودکاری (autonomy)  در روند یاد گیری معتقد بود . از نظر او هر کودکی منحصر به فرد است و با ید به وی ازادی  داده شود که موادی را برای ساختن خود انتخاب کند . هم چنین توانایی دادن به کودکان برای انتخاب مسئولانه سبب ایجاد نظم در محیط می شود و ساز و کاری برای رشد شخصی کودک

 فراهم می اورد .اهداف برنامه مونته سوری اینست که به هر کودک کمک کند تا به توانایی های با لقوه خود در همه حیطه های زندگی برسد و در همه عمر یک یاد گیرنده باشد . کودکان در

 کلاسهای 3 ساله گروهبندی می شوند (پیش دبستانی  3 تا 6 ساله )و(دوره اول دبستان :6 تا 9 ساله)و(دوره دوم دبستان: 9 تا 12 ساله) و دوره متوسطه 12 تا 15 ساله ) به این ترتیب به یادگیری از

 یکدیگر تشویق میشوندوآموزشها بر مبنا ی تفاوتهای فردی تداوم و سرعت ویژه هر فرد است . آرایش و نظم وترتیب در کلاس مونته سوری جایگاه ویژه ای دارد و کودک در عین ازادی عمل ،

 محدودیت و قوانینی  رارعایت می کند .

 

خلاصه ونتیجه

 

کودک از بازی اموری را می آموزد  که در زندگی بعدی او موثر خواهد بود . چون بازی به دلخواه کودک و از روی نیاز وی برای یادگیری صورت می گیرد لذا برای او فعالیتی لذتبخش است اگربخواهیم مفاهیم گوناگونی را که  ضمن بازی به خودی خود می آموزد و کار برد انها را درک می کند  از طریق دیگری به او بیاموز یم  امکانش  بسیار کم است  و در مواردی غیر ممکن    و اگرآموزش و پرورش  درسنین بالا تر از طریقی صورت گیرد که خصائص و شکل بازی را نزد او تداعی کند موجب گرایش و رغبت فوق العاده او به یاد گیری مفاهیم پیچیده می گردد و در اینجاست که نقش بازی در آموزش وپرورش شکل گرفته و نشانه های بارز آن بر همگان روشن میگردد.تعداد زیادی از دست اندر کاران تعلیم وتربیت معتقدند که بازی باید به عنوان جزئی از فرایند آموزش وپرورش کودکان در برنامه های تربیتی موسسات رسمی وغیر رسمی اضافه گردد تاهنگامی که کودک قدرت وتوان انجام کار را ندارد بازی می تواند به عنوان عاملی جبران کننده ویا جانشین کار به خدمت گرفته شود . در مسائل روانی بازی می تواند عاملی در خوشنود سازی انسانها در رابطه باانگیزشها وعلایق باشد که در جهان واقع سرکوب شده اند . در این رابطه بازی می تواند نشانه ای از آرزوهای برآورده نشدهای محسوب شود که در محیط خارج امکان وقوع آن موجود نبوده است .کودک بابازی خود آنچه را که از اعمال بزرگسالان یاد گرفته یادر درون خود دارد بیان داشته وسعی میکند تا آنها را به سطح واقعیت برساند.فروبل  معتقد است بازی نه تنها بازدارنده رشد کودک نیست، بلکه یکی از مهمترین عوامل هماهنگی رشد کودک از نظر جسمی احساسی وذهنی است . بازی عامل رشدوتکامل خواستها وامیال کودک است .آنچه باعث تحرک وپویایی کودک میگردد میل او به کشف محیط وشرکت در زندگی اجتماعی وبه عهده گرفتن نقش خاص خود درساخت اجتماعی است .

 از نظر آدلر * (11)بازی فرایندی است که آماده سازی کودک را برای آینده مشخص می کند . چگونگی برخورد با بازی ،انتخاب بازی،اهمیت بازی و..... همگی نشانی از چگونگی نگرش کودک به محیط خود وراهنمایی برای وابستگی وارتباط با محیطش .بازی ها به انواع مختلف جسمی ،تقلیدی ،نمایشی ،نمادی ،تخیلی وآموزشی دسته بندی شده اند که هریک از انواع آنها در رشد جسمی؛،اجتماعی ،شخصیتی ،عاطفی و....کودکان نقش موثری دارند. بازی علاوه بر رشد عضلات و سلسله اعصاب وپرورش حواس ،تاثیر بسیاری در رشد ذهنی مهارتهای فکری و یادگیری کودکان دارد.

 از نظر پرورشی نیز اثرو ارتباط بازی با حال و وضع جسمانی کودک به خوبی شناسانده شده ویادآوری شده که در انجام بازی های مختلف چگونه جسم کودک ورزیده شده ورشد میکند.

 بنابراین نتیجه گرفته می شود که بین بازی و آموزش وپرورش رابطه ای دقیق وجود دارد ومی توان گفت این دو لازم وملزوم یکدیگر بوده وموفقیت در امرآموزش و پرورش به معنی صحیح نیازمند

 ارضائ کلیه تمایلات وحوائج جسمانی وروانی کودک در هنگام بازی وفعالیت های بدنی اوست.وقتی چنین ارتباط نزدیکی بین بازی وآموزش وپرورش احساس میشود ،بدیهی است زمانی می توانیم در

 

امر آموزش وپرورش قدمی مثبت برداریم که واقعا کودکان را بشناسیم وبه روحیات و عواطف واحساسات آنها آگاه باشیم.


 

بازی ها بطور اعم و بازی های پرورشی به طور اخص دامنه وسیعی داشته و می تواند شامل همه افکار، حرکات و افعال بوده و جسم و روح را تحت تاثیر قرار داده و موجب تقویت همه قوای فکری، روحی، جسمی، مادی و معنوی شود.
مجموعه حاضر شامل بازی هایی است که هر کدام به گونه ای هدفی پرورشی را با خود همراه دارد و چون در بسیاری از بازی ها، برخی از فعالیت های مربوط به تربیت بدنی و ورزش هم نهفته است و در انجام آنها باید مقدماتی مانند مهارت های پایه و آمادگی ورزش هم نهفته است و در انجام آنها باید مقدماتی مانند مهارت های پایه و آمادگی جسمانی فراهم شود.
ابتدا به بعضی از آن چه باید مورد توجه قرار گیرد اشاره می کنیم و سپس به انواع بازی های سنتی و شیوه ها و مراحل اجرای آنها پرداخته و در مواردی برای روشنی چشم دل مربیان و دانش آموزان محترم از قصص، حکایات و اشعاری بهره گرفته و برای تنوع و تفریح به بیان لطایفی پرداخته ایم.
قابل ذکر است که در بیان قصص، حکایات، اشعاری بهره گرفته و برای تنوع و تفریح به بیان لطایفی پرداخته ایم البته که در بیان قصص، حکایات، اشعار و لطایف چند نکته را در نظر گرفته ایم.
۱) سعی شده است در حد امکان آن چه بیان می شود ارتباطی هر چند مختصر با اهداف بازی ها داشته باشد.
۲) در صورت لزوم قابلیت تبدیل به نمایشنامه های کوتاه را داشته و با اندکی دخل و تصرف، مخاطبین بتوانند با راهنمایی های مربیان محترم به اجرای آن اقدام نمایند.
● فواید بازی:
بازی فواید بسیار دارد که می توان آنها را به اختصار در ۳ بخش بیان کرد:
۱) جسمانی
۲) عقلانی
۳) اجتماعی و عاطفی
الف) ارزش جسمانی: بازیکن دائما در حال فعالیت بدنی است. همین فعالیت های بدنی سبب رشد جسمانی و هماهنگی آن با حواس بازیکن می شود. مربی با برنامه ریزی آموزشی هدفدار، می تواند از این خصوصیت کودکان حداکثر استفاده را بنماید و آنها را به انجام حرکات و تمرینات مناسب رهنمون شود و زمینه لازم را برای رشد جسم فراهم آورد از جمله:
ـ رشد عضلات بزرگ و کوچک
ـ پرورش نیروی استقامت
ـ سرعت و کشش صحیح عضلانی
ـ کمک به حرکت سریع مفاصل
ـ پرورش سلسله اعصاب
ـ تسریع گردش خون
ـ تنظیم عمل دفع مواد زائد از بدن
ب) ارزش عقلانی: بخشی از آشنایی بازیکنان با جهان خار ج، از طریق بازی ها انجام می شود بازیکن از راه عمل و تجربه در محیط به ابداع می پردازد. با پدیده ها و مسائل جدید آشنا می شود. به هنگام مشاهده دقت خود را به کار می اندازد و با استفاده از این زمینه ها (یعنی مشاهده، تجربه، دقت و ابداع) قدرت انتخاب بهترین راه حل را به دست می آورد و قادر می شود که شناخت صحیح تری از پدیده های محیط خود کسب کند. بازیکن به هنگام بازی به استدلال می پردازد قضاوت می کند، به حل مسائل می پردازد و در نهایت از فعالیت خود نتیجه گیری می کند. این فعالیت به او کمک می کند تا در آینده بتواند متکی به نفس، مستقل و در حل مشکلات توانمند باشد.
ج) ارزش اجتماعی و عاطفی: بازیکنان گاه ساعت ها با خود مشغولند و با مخاطبی غایب سخن می گویند و آن زمان که از قالب خود بیرون می آیند، دیگران را مخاطب خود می سازند. یک بازیکن عادی به محض برخورد با بازیکن دیگر، اغلب رابطه انسانی و دوستانه برقرار می کند و به طور کلی بازی وسیله ای است که بازیکن متوجه دیگران نیز می شود. او یاد می گیرد چگونه دیگران را در هنگام بازی در وسایل و فعالیت خود سهیم کند. حس همکاری و تعاون و احترام به زندگی دیگران، در وی عالیت خود سهیم کند. حس همکاری و تعاون و احترام به زندگی دیگران، در وی رشد می کند، روح فرمانبرداری از مقررات وضع شده در بازی ها او را به فرمانبرداری از مقررات اجتماعی عادت می دهد. قدرت سازماندهی، مدیریت و سلسله مراتب را به او می آموزد. بازیکنی که سعی می کند به هنگام بازی با آجرها، موازنه آنها را حفظ کند و یا در بازی های دسته جمعی وظیفه خاصی را به عهده گیرد، به تدریج به میزان توانایی و علاقه خود پی می برد و نقش خود را در گروه و فعالیت های اجتماعی باز می یابد.
او متوجه می شود که از چه نوع کار و فعالیتی بیشتر لذت می برد و چه نقش های خاصی را در بازی ترجیح می دهد البته برخی از بازیکنان در هماهنگی با گروه بازیکنان مشکلاتی دارند عدم آگاهی از آداب و عادات اجتماعی بازی و یافتن جایی مناسب در فعالیت های گروهی از مشکلات آنان است زیرا ممکن است بازیکنی در فعالیتهای فردی، مانند نقاشی، از بهترین ها باشد ولی در بازی های گروهی، خود را آدمی بی دست و پا و منزوی نشان دهد. بازیکنان در فعالیت گروهی با راهنمایی مربیان و والدین به نقاط ضعف و توانایی های خود پی می برند. توجه به دیگران و جلب توجه دیگران را به خود فرا می گیرند. علائق و عواطف خود را ناخود آگاه بروز می دهند و آنان رفتار خود را با ساده ترین روش منطقی ارزشیابی می کنند. آنها یاد می گیرند چه کسی را دوست داشته باشند و در ضمن بازی در می یابند هیچ محبتی به اعضای گروه بی پاسخ نمی ماند و کمتر خشونتی بی جواب می ماند.
بازی های گروهی به بازیکنان می آموزد که حالات تهاجمی خود را مهار کنند و با همبستگی و تعاون و همکاری فعالیتی را به نتیجه مطلوب برسانند. فعالیت دسته جمعی در بازها به بازیکنان کمک می کند تا به بیان احساسات و مکنونات قلبی که از روح لطیف و بی آلایش آنها سرچشمه می گیرد بپردازند. هیجانات، کمبودها و ترس های خود را از دل بیرون بریزند و به فراموشی سپارند. بازیکنی که به هنگام بازی قایم باشک برای یافتن دیگران حتی به بیغوله های تاریک سر می کشد و در مکان ها و زیر سقف های مترو که تنها به جستجو می پردازد در واقع به طور غیر مستقیم ترس های موهوم بازیکنان را از تاریکی و تنهایی، او وجود خود دور می سازد. بازیکنان قادر نیستند که آنچه را احساس می کنند به طور روشن و واضح بیان کنند. ترتیب دادن بازی های نمایشی و همچنین استفاده کودکان از ابزار و وسایل بازی های فردی در بیان احساسات و افزایش خزانه لغات و مفاهیم کلمات آنها را کمک خواهد کرد.





نوع مطلب : طرح درس و مطالب مورد نیاز معلمان، 
برچسب ها : بازی های پرورشی، بازی، نقش بازی های پرورشی در تعلیم وتربیت کودکان، تعلیم وتربیت کودکان،
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سعی بر آن است مطالبی مفید در اختیار معلمان، مربیان، دانشجویان و دانش آموزان گرامی قرار گیرد.


"از دل و دیده گرامی تر هست؟!
آری، دست!
شرف دست همین بس که نوشتن با اوست.
بی گمان هرکه به هر جای درآید ز پای
دستهایش بسته‌ست.
وه!
چه نیروی شگفت انگیزی‌ست
دستهایی که به هم پیوسته‌ست."

مدیر وبلاگ : کبـــــری افـــــــرا
موضوعات
پیوندها
نظرسنجی
به نظر شما کدامیک از طرح های ملی تربیت بدنی در بین دانش آموزان از محبوبیت بیشتری برخوردار است ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
امکانات دیگر
Online User

IS
کلیه حقوق این وبلاگ برای تربیت بدنی مدارس (خزر اسپرت) محفوظ است